جعفر شهرى باف
111
طهران قديم ( فارسى )
هر بزرگ و صاحب مقامى بنا به اقتضاى زمان در عمارت خود يا حوالى آن حسينيه و تكيهاى براى عوامفريبى داشت و به وسيلهء آن به ريشخند و جلب قلوب مردم مىپرداخت و اين تكيه نيز يكى از آنها بود كه بنا به موقعيت و مقام شاه صاحبى و دربارى خود بر ديگران تفوق مىگرفت . در اين مكان از اوايل سلطنت ناصر الدين شاه همه ساله تعزيهخوانى و روضهخوانى برقرار مىشد تا اوايل سلطنت پهلوى كه كم كم به تقليل و تعطيل انجاميد . اين تكيه سه راه داشت كه دو راه آن مثل كوچه تكيه دولت ، مقابل بازار كه مخصوص مردها بود و در شمس العماره براى زنان كه عوام نيز از آن تردد مىكردند و در ديگرى مخصوص خواص از جمله شاه و درباريان از داخل اندرون كه به شاهنشين آن بازمىگرديد . اين مكان كه تا بيست و چند هزار جمعيت در آن جاى مىگرفت ، ابتدا در چهار طبقه بنا شده بوده كه زمان مظفر الدين شاه در اثر شكستگىهايى در پايهها لازم مىشود طبقهء فوقانى آن را خراب كرده بار ستونها را سبك نمايند و ضمنا توسط مهندسين فرانسوى بجاى ديرك « 32 » كه همه ساله موقع كشيدن چادر موجب زحمات فراوان ميگرديد و غالبا دچار بادهاى شديد شهريار گشته از جا كنده شده خطراتى بوجود مىآورد ، اسكلتى عرقچينمانند از آهن به روى آن استوار مىشود كه چادر بر روى آن كشيده ميشد . طبقات سه گانه آن طاقنماهايى با طاقهاى مقوس بود كه در مرتبه دوم و سوم آن پشت پرده زنبورى « 33 » ها زنهاى تماشاچى جمع مىشدند و طبقهء هم كف آن از طرف اعيان و رجال و وزرا و امنا و رؤساى اصناف آذينبندى شده زينت ميگرديد . هر طاقنما از طاقنماى ديگر بهتر و زيباتر و باشكوهتر بسته مىشد كه با چشمهمچشمى كامل و پرخرجترين سليقهها انجام گرفته بايد جلب نظر شاه مينمود . بستن هر طاقنما شامل بود بر گستردن و كوفتن بهترين قالى قاليچهها و
--> ( 32 ) . تيرهاى بلند بجاى ستون كه چادر بوسيله آن استوار مىشد . ( 33 ) . پردههايى از پارچههاى محكم كه با دست مشبك و مادگىدوزى شده بود .